معنویت درمانی

معنویت می تواند درمان بسیاری از بیماری های انسان مدرن باشد

معنویت درمانی

معنویت می تواند درمان بسیاری از بیماری های انسان مدرن باشد

معنویت درمانی

و انسان نیازمند معنویت است زیرا:
1- او مدرن شده است و هزاران بیماری از فرهنگ مدرنیته برخاسته است.
2- او بیش از حد از حقیقت «معنویت» فاصله گرفته است.
3- او بیش از حد به خود متکی شده است.

بنابراین انسان محتاج معنویت است.

پیام های کوتاه
  • ۳۱ فروردين ۹۶ , ۱۱:۰۵
    امید
  • ۲۳ فروردين ۹۶ , ۰۹:۴۹
    رفتن
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۳۱ فروردين ۹۶، ۱۱:۳۵ - زهرا باقری
    لایک:)
  • ۲۸ فروردين ۹۶، ۱۶:۲۴ - زهرا باقری
    درسته

انسان قبل از تولد (ادامه بحث قبلی)

جمعه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۶، ۰۹:۳۲ ق.ظ

ادامه بحث قبلی

......پیروان این قول،چون تفسیرشان با ظاهر آیه مخالف است،آیه شریفه را حمل بر تمثیل کرده اند.


سیّد عبدالله شبّر وآیت الله مکارم شیرازی ،از پیروان این قول هستند.[7]همچنین بسیاری از فلاسفه اسلامی که تفسیر نگاریده اند از جمله:ملّاصدرا،شاگردش فیض کاشانی و آیت الله جوادی آملی.[8](گرچه استاد گرانقدر آیت الله جوادی آملی آیه را تمثیل نمی دانند،امّا آن چه از بیانات ایشان برداشت می شود ظاهراً این است که ایشان طرفدار قول دوّم باشند.)



قول سوّم: عالم ملکوت(علّامه طباطبایی)


علّامه طباطبایی درباره عالم ذرّ و مصداق آیه شریفه نظری «منحصربه فرد» دارند،ایشان نه تنها «وقوع عالم ذرّ» را قبول ندارند،بلکه تعبیر دیگری از «آیه میثاق» دارند، ایشان می فرمایند:«مقتضای این آیات این است که عالم انسانی یک «وجود جمعی» نزد پروردگار متعالﷻ دارد،که در این وجود هیچ فردی از افراد دیگر غایب نیست،وهیچ فردی از خداوند و بالعکس خداوند نیز از افراد غایب نیست.چگونه «فعل» از «فاعل»خود،و«صنع» از «صانع» خود غایب باشد،و این همان چیزی است که خداوند آن را «ملکوت» نامیده است:«وکذلک نری إبراهیم ملکوت السّموات و الأرض»[9].امّا این وجه دنیایی از عالم انسانی که ما آن را مشاهده می کنیم، که بین افراد تفاوت قایل می شود،و انسان به خاطر لذّات مادّی و حسّی از «وجه الهی» رویگردان می شود،متفرّع است بر وجه متأخّر از وجه جمعی انسان»[10].


همان طور که مشاهده کردیم ، به نظر ایشان موطن ملکوت مقدّم بر عالم دنیوی انسان است.زیرا ملکوت زمانی نیست[11]،سپس می فرمایند که افراد در آیه شریفه در موطن ملکوت مورد خطاب حضرت حقﷻ قرار گرفتند.


بررسی قول سوّم عالم ملکوت (علّامه طباطبایی)


آیت الله جوادی آملی نقدهایی مهم بر این نظر بیان کردند که اهمّ مطالب به اجمال این است:


1-   1-   عالم ملکوت اختصاص به انسان ندارد،بلکه همه اشیاء از جنبه ملکوتی خود «ربوبیت اللهﷻ» را نسبت به خود و خضوع و تسبیح و بنده بودن خود را نسبت به «اللهﷻ» شاهدند؛«وإن من شئ إلّا یسبّح بحمده»[12]؛هرگونه میثاق،عبودیّت و مانند آن که به لحاظ چهره ملکوت طرح شود صبغه تکوین دارد نه تشریع و در این جهت بین انسان و غیر انسان فرقی نیست.[13]


2-    2-  هیچ آیه ای در قرآن وجود ندارد که دلالت کند موطن ملکوت،موطن أخذمیثاق است، و این اخذ تعهد حجت بالغه حقﷻ است؛درحالی که از آیات قرآن استفاده می شود خداوند در دنیا و آخرت با وحی و رسالتحجت خود را تمام کرد.[14]


3-     3- با توجّه به تفاوتی که بین موطن ملک و موطن ملکوت،از نظر قوانین عام وجود دارد،هرگز آگاهی موطن ملکوت،حجت برای موطن ملک نخواهد بود.[15]


نظرمنتخب و جمع بندی بحث


به نظر ما پذیرفتن قول اوّل «موجّه تر» است، و در بررسی قول «عالم ذرّ» و فواید قایل شدن به چنین عالمی، مطالبی را بیان کردیم از جمله اینکه پذیرفتن قول اوّل ما را از مخالفت با ظاهر آیه شریفه نجات می دهد و از افتادن به تکلّف در معنا کردن آن،همچنین فوایدی دارد از قبیل:پاسخ به برخی شبهات دینی،تبیین سرنوشت اطفال که یک سؤال مهم است.



[1]- مجمع البیان،ج4،ص 766. صدرالمتالهین ،محمد بن ابراهیم ،تفسیر القرآن الکریم( صدرا)،انتشارات بیدار: قم1366 ش، ،ج2،ص241:ما هو «عهد اللّه»؟...ثمّ اختلفوا فی المقصود من هذا العهد على أقوال:


الأول: ما رکز فی العقول من قوّة الاستعداد لإدراک الحجج القائمة الدالّة للعباد على صحّة توحیده و صدق رسوله. و هذا معنى قوله: وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلى. شبّر، سید عبد الله، تفسیر القرآن الکریم( شبر)،دار البلاغة للطباعة و النشر: بیروت سال چاپ: 1412 ق،ص187:«وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا» أی نصب لهم دلائل ربوبیته و رکب فی عقولهم ما یدعوهم إلى الإقرار بربوبیته حتى صاروا بمنزلة من شهدوا.


[2] - طوسی،التبیان،ج5،ص28:و قوله تعالى: «وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ» یعنی عند البلوغ و کمال العقل و عند ما عرفوا ربهم فقال لهم على لسان بعض أنبیائه «أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ»؟ فقالوا: بلى شهدنا بذلک و أقررنا به لأنهم کانوا باللَّه عارفین انه ربهم.جوادی آملی،فطرت در قرآن،ص126:خداوند متعال به وسیله عقل و وحی و بازبان انبیا از انسان میثاق گرفته،در واقع موطن وحی و رسالت همان موطن اخذ میثاق است.


[3] - تفسیر صافی،ج2،ص251.


[4] - طوسی،التبیان،ج5،ص25: فقال البلخی و الرمانی أراد بذلک البالغین من بنی آدم و إخراجه إیاهم ذریة قرناً بعد قرن و عصراً بعد عصر و اشهاده إیاهم على أنفسهم تبلیغه إیاهم و إکماله عقولهم، و ما نصب فیها من الأدلة الدالة بأنهم مصنوعون و ان المصنوع لا بد له من صانع.


[5] - تفسیر نمونه ،ج7،ص6: به این ترتیب که به هنگام خروج فرزندان آدم به صورت «نطفه» از صلب پدران به رحم مادران که در آن هنگام ذرّاتی بیش نیستند خداوند استعداد و آمادگی برای حقیقت توحید به آن ها داده است،هم در نهاد وفطرتشان این سرّ الهی به صورت یک حسّ درون ذاتی به ودیعه گذارده شده است و هم در عقلو خردشان به صورت یک حقیقت خود آگاه.


[6] - تفسیر نمونه،ج7،ص6.


[7]- شبّر، سید عبد الله،تفسیر القرآن الکریم،ص187،مکارم شیرازی و همکاران،تفسیر نمونه ،ج7،ص8.


[8]- صدرالمتالهین ،محمد بن ابراهیم ،تفسیر القرآن الکریم( صدرا)،ا، ج2،ص241.فیض کاشانی،تفسیر صافی،ج2،ص21،فطرت در قرآن،ص126


[9]- قمر،50.


[10]- المیزان،ج8،ص 320-321.


[11]- جوادی آملی،فطرت در قرآن،ص127.


[12]- اسراء،44.


[13]- جوادی آملی،فطرت در قرآن،ص130.


[14]- همان،ص130و131.


[15]- همان.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی