معنویت درمانی

معنویت می تواند درمان بسیاری از بیماری های انسان مدرن باشد

معنویت درمانی

معنویت می تواند درمان بسیاری از بیماری های انسان مدرن باشد

معنویت درمانی

و انسان نیازمند معنویت است زیرا:
1- او مدرن شده است و هزاران بیماری از فرهنگ مدرنیته برخاسته است.
2- او بیش از حد از حقیقت «معنویت» فاصله گرفته است.
3- او بیش از حد به خود متکی شده است.

بنابراین انسان محتاج معنویت است.

پیام های کوتاه
  • ۳۱ فروردين ۹۶ , ۱۱:۰۵
    امید
  • ۲۳ فروردين ۹۶ , ۰۹:۴۹
    رفتن
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۳۱ فروردين ۹۶، ۱۱:۳۵ - زهرا باقری
    لایک:)
  • ۲۸ فروردين ۹۶، ۱۶:۲۴ - زهرا باقری
    درسته

سیره اقتصادی امیرالمومنین علی ع - بخش دوم

يكشنبه, ۲۰ فروردين ۱۳۹۶، ۰۷:۵۳ ب.ظ

نویسنده: سلطان علی نایبی

قسمت دوم

نگرش امیرالمومنین علیه السّلام در رابطه با اقتصاد

2-3-1- نگاه ابزاری به اقتصاد

2-3-1-1- اطعام  یتیمان

ابوطفیل می گوید: علی (علیه السّلام) را دیدم که یتیمان را به سوی خود فرا می خواند و به آنها عسل می دهد، [آنقدر این امر مهم جلوه داده شد] تا اینکه بعضی از اصحاب می گفتند: ای کاش من هم یتیم بودم.[ تا از این عسلها نصیب من می شد.].[1]


نگشر امیرالمومنین علیه السّلام در رابطه با اقتصاد

2-3-1- نگاه ابزاری به اقتصاد

2-3-1-1- اطعام  یتیمان

ابوطفیل می گوید: علی (علیه السّلام) را دیدم که یتیمان را به سوی خود فرا می خواند و به آنها عسل می دهد، [آنقدر این امر مهم جلوه داده شد] تا اینکه بعضی از اصحاب می گفتند: ای کاش من هم یتیم بودم.[ تا از این عسلها نصیب من می شد.].[1]

2-3-1-2- وقف اموال

سیّد ابن طاووس نقل می کند: أمیرالمومنین (علیه السّلام) می فرمودند: « وقتی که با فاطمه [سلام الله علیها] ازدواج کردم چیزی نداشتم ولی صدقه من امروز به حدّی است که اگر آنها را بین بنی هاشم تقسیم کنم همۀ آنها را گشایش در زندگی می دهد.» او اضافه می کندکه: «علی  ع اموالش راوقف کرد درحالی که ارزش غلّه آنها چهل هزار دینار بود ».[2] بیهقی در السّنن الکبری از امام صادق (علیه السّلام) ایشان از امام باقر(علیه السّلام) نقل می کند: علی (علیه السّلام) زمینی در «ینبع» داشت، سپس زمینهای دیگری را نیز در اطراف آن خرید و به آن ضمیمه نمود ودر آن چشمه ای احداث کرد ودرحالی که مشغول کندن چشمه بود ناگهان آب مانند گردن شتر بالا زد. حضرت فرمود: « به ورثه مژده دهید » . آنگاه آن را برای فقرا و مساکین وابن سبیل ودور ونزدیک در حال جنگ و صلح وقف نمودند تا ذخیرۀ روزی باشد که روی هایی سفید و صورتهایی سیاه می شود. [3] ابن شبّه در" تاریخ المدینه المنوّره" موقوفات بسیاری را برای امیرالمؤمنین (علیه السّلام) نقل می‌کند که از آن جمله «الفُقَیرَین» در مدینه و «بئرالملک» در منطقه قنات و« الأدیبه» در منطقه عالیه می باشد.[4] 2

2-3-1-3- عزّت  اقتصادی امیرالمؤمنین(علیه السّلام)  درعین حالی که زهد داشتند و هیچ وقت حاضر نبودند به خاطر ثروت دنیا به مردم فخر بفروشند، امّا عزّت نفس خویش را درمقابل دیگران مورد سؤال قرار نمی دادند. ایشان زمانی که شنیدند عدّه ای بر ایشان خرده می‌گیرند که: علی [علیه السّلام] تهیدست شده است ، دستور دادند که به مردم اعلام شود که ایشان از لحاظ اقتصادی غنی بوده ونیازمند کسی نمی‌باشند، بلکه توانایی رسیدگی به فقرا را نیز دارند . امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند: « ثروت زیاد مرا ناراحت نمی‌کند زیرا روزی امیرالمؤمنین(علیه السّلام) در حالی که پیراهن کهنه ای بر تن داشتند، برگروهی از قریش گذشت آنان با مشاهده ظاهر آن حضرت گفتند: «علی تهیدست شده است.» این سخن به گوش امیرالمؤمنین (علیه السّلام) رسید و به متولّی صدقات خود چنین دستور دادند : از محصولات خرما برای کسی نفرست، وآن ها را انبار کن، به تدریج بفروش وتبدیل به پول کن ، پولها را درانبار خرما روی هم جمع کن و روی آنها را با خرما بپوشان به گونه ای که دیده نشود.   هرگاه من خرما طلب کردم بالا برو و به مال نگاه کن و با پایت به آن بزن گویا کاری به پولها نداری و آن‌ها را پخش کن. حضرت سپس درپی چند نفر از آنها فرستاد و ایشان را دعوت کرد و در حضور آن خرما طلبید. خادم امیرالمومنین(علیه السّلام) بالا رفت و با پا پولها را پخش کرد، آنها با تعجّب گفتند: « یا اباالحسن ! این چیست؟! » حضرت فرمودند: « این مال کسی است که مال ندارد.» آنگاه دستور دادند مطابق گذشته سهم خرمای هر خانه را بپردازند».[5]

2-3-1-4- زهد دردنیا

2-3-1-4-1- دوری از لذّت طلبی

اگر درزندگانی مولای متّقیان (علیه السّلام) نگاهی عمیقانه داشته باشیم می یابیم که حضرتش در زندگانی سراسر نورانی خودشان هیچ تمایلی به تن پروری و لذّت طلبی نداشتند. عبدالله ابن شریک نقل می‌کند برای امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فالوده ای را آوردند تا میل فرمایند و آن را درمقابل ایشان قراردادند. ایشان رو به فالوده کردند و فرمودند:  « إنّکَ طیبُ الرّیح، حَسَنَ الّلون، طیبُ الطّعم، لکِن أکرهُ أن أعَوّدََ نَفسی ما لَم تَعتَده؛[6]  ای فالوده تو بوی دلکشی داری، ورنگ زیبایی درتواست، و چقدرخوش مزّه باشی، امّا تو را نمی‌خورم زیرا دوست ندارم نفسم را به چیزی عادت دهم که تا کنون بدان عادت نکرده است». درجایی دیگر می فرمایند: «أ لَا وَ إِنَّ إِمَامَکُمْ قَدِ اکْتَفَى مِنْ دُنْیَاهُ بِطِمْرَیْهِ وَ مِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَیْه‏؛[7]       آگاه باشید امام شما از دنیاى خود به دو جامه فرسوده، و دو قرص نان رضایت داده است‏‎‌‌ سپس ایشان می‌فرمایند: اینکه من زهد می ورزم بخاطر نداشتن و نتوانستن نیست، بلکه اگر بخواهم توانایی آن را دارم که بهترین امکانات را برای خود فراهم آورم. در این زمینه می فرمایند: «من نفس خود را با پرهیزکارى مى‏پرورانم، تا در روز قیامت که هراسناک‏ترین روزهاست در أمان، و در لغزشگاه‏هاى آن ثابت قدم باشد. من اگر مى‏خواستم، مى‏توانستم از عسل پاک، و از مغز گندم، و بافته‏هاى ابریشم، براى خود غذا و لباس فراهم آورم، امّا هیهات که هواى نفس بر من چیره گردد، و حرص و طمع مرا وا دارد که طعامهاى لذیذ بر گزینم، در حالى که در «حجاز» یا «یمامه» کسى باشد که به قرص نانى نرسد، و یا هرگز شکمى سیر نخورد، یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکم‏هایى که از گرسنگى به پشت چسبیده، و جگرهاى سوخته وجود داشته باشد»؛[8] ایشان خود را از لذّت طلبی مبرّا دانسته ویارانش را به ترک لذّت طلبی سفارش می‌کنند و می‌فرمایند:«آفریده نشده‏ام که غذاهاى لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد، چونان حیوان پروارى که تمام همّت او علف، و یا چون حیوان رها شده که شغلش چریدن و پر کردن شکم بوده، و از آینده خود بى خبر است. آیا مرا بیهوده آفریدند آیا مرا به بازى گرفته‏اند» ؛[9]    2

-3-1-4-2- یادآوری فنا پذیری دنیا

بدیهی است یکی از عوامل اسراف اقتصادی در انسانها بی توجّهی به آخرت و دل بستن به مواهب دنیوی است . امیرالمؤمنین علیه السّلام در تعالیم خودشان به اصل زهد در دنیا و یادآوری مرگ توجّه خاصَی داشتند و این مطلب را در عملکرد ایشان به خوبی مشاهده می کنیم ایشان  در نامه ای به اهالی مصر چنین می نگارند: «بندگان خدا بدانید همانا از مرگ فراری نیست و ازگناهان برحذرباشید ، و برای مرگ خود را آماده سازید، همانا شما مرگ را از خود دورمی پندارید، اگر خودرا آماده مرگ سازید او شما را در آغوش خواهد کشید، واگر از آن فرار کنید او شما را در می یابد، ومرگ از سایه به شما نزدیکتر است. مرگ برپیشانی شما نوشته شده است ودنیا برشما می گذرد ، پس زیاد به یاد مرگ باشید [خصوصاً] زمانی که نفس شما برای رسیدن به شهوات با شما به کشمکش و منازعه برمی خیزد، و یاد مرگ برای موعظه انسان کافی است. سیرۀ رسول الله (صلّی الله علیه وآله) چنین بود که کراراً به اصحابشان سفارش می‌کردند به یاد مرگ باشند. ومی فرمود: در اکثر اوقات به فکر مرگ باشید زیرا یاد آن لذّات را از بین می برد، و بین شما و بین شهوات فاصله می‌اندازد»[10]          بخش سوّم  تحلیل سیاست های اقتصادی امیرالمؤمنین علیه السّلام 3-1-  عدالت علوی عدالت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) ازجمله قضایای تاریخی است که خیلی نیازی به اثبات ندارد، واز مسلّمات تاریخ است. در زندگانی ایشان چیزی به نام اجحاف وزیاده روی در امور نداریم، وایشان هیچ وقت نزدیکان خود را بر دیگران مقدّم نمی داشتند.  دکترحسن ابراهیم حسن دربارۀ زندگی زاهدانه و عادلانه حضرت چنین می‌گوید: « علی [ع] از کودکی به فضایل آراسته بود، زیرا در خانۀ پیامبرص بزرگ شده بود، و صفات و فضایل او را فرا گرفته بود.علی [ع ] به مروّت و وفا و حفظ پیمان و مراقبت اموال مسلمانان سخت معروف بود. علی [ع] به حسن ع] و حسین [ع](دو فرزندخود) از بیت المال بیش از آنچه حقّ داشتند، نمی داد.»[11] در موردی دیگر مشاهده می‌کنیم که ایشان حاضر نشدند به برادرش عقیل، که فرزندان گرسنه خود را نزد ایشان آورده بود بیش از حقّش از بیت المال بپردازند، گرچه یک نمونه از برخورد ایشان را در بحث های قبلی آوردیم امّا این مواجهۀ حضرت با برادرشان  نسبت به آن برخورد متفاوت است و عبرت آموز می باشد. حضرت امیر ع در شرح این برخورد می فرمایند: « به خدا سوگند، برادرم عقیل را دیدم که به شدّت تهی دست شده و از من درخواست داشت تا یک مَن[12] از گندم های بیت المال را به او ببخشم.  کودکانش را دیدم که از گرسنگی دارای موهای ژولیده و رنگشان تیره شده ، گویا با نیل رنگ شده  بودند. پی در پی مرا دیدار و درخواست خود را تکرار می‌کرد، چون به گفته های او گوش دادم پنداشت که دین خود را به او واگذار می‌کنم، و به دلخواه او رفتار واز راه ورسم عادلانه خود، دست برمی‌دارم . روزی آهنی را در آتش گداخته به جسمش نزدیک کردم ، پس چونان بیمار از درد فریاد زد و نزدیک بود از حرارت آن بسوزد. به او گفتم: ای عقیل، گریه کنندگان بر تو بگریند، از حرارت آهنی می‌نالی که که انسانی به بازیچه آن را گرم ساخته است؟ امّا مرا به دوزخی می‌خوانی که خدای جبّارش با خشم خود آن را گداخته است؟ تو از حرارت ناچیز می‌نالی و من از حرارت آتش الهی ننالم؟ ».[13]  همان طوری که ملاحظه می‌کنیم  در می‌یابیم که قوم پروری و بی عدالتی در تقسیم بیت المال درسیرۀ علوی جایی ندارد، و ما از عملکرد ایشان متوجّه می‌شویم که ایشان عزمی جدّی بر اجرای عدالت در جامعۀ اسلامی داشتند و هیچ چیز حتّی فقر برادرشان نیز مانع این عزم جدّی نمی‌تواند بشود. قبلاً بیان شد که ایشان حاضر نشدند بین زن عرب و زن عجم در تقسیم بیت المال فرقی بگذارند، و همچنین گفته شد که بنای ایشان در رعایت مساوات بین قبایل بود و در تسویه بیت المال بین افراد نهایت دقّت را داشتند. رشوه گرفتن نیز از اموری بود که حضرتش سخت بر این امر حسّاس بودند و دهندگان آن را با عباراتی تکان دهنده  از خود دور می‌کردند. نمونه ای از آن را ایشان اینگونه بیان می‌دارند:  « شب هنگام کسی به دیدار ما آمد و ظرفی پوشیده از حلوا داشت، معجونی در آن ظرف بود. چنان از آن متنفّر شدم که گویا آن را با آب دهان مار سمّی ، یا قی کردۀ آن مخلوط کرده اند. به او گفتم: هدیه است یا زکات یا صدقه؟ که این دو بر ما اهلبیت پیامبر حرام است.گفت: نه زکات است و نه صدقه، بلکه هدیه است. گفتم: زنان بچّه مرده بر تو بگریند. آیا از راه دین، وارد شدی که مرا بفریبی؟ یا عقلت آشفته شده یا جنّ زده شده‌ای؟ یا هذیان می‌گویی؟ به خدا سوگند! اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمانهاست به من دهند تا خدا را نافرمانی کنم که پوست جُوی را از مورچه ای ناروا بگیرم، چنین نخواهم کرد. و همانا این دنیای آلودۀ شما نزد من از برگ جویدۀ شدۀ دهان مَلَخ پست تر است. علی را با نعمت های فناپذیر و لذّت های ناپایدار چه کار؟ به خدا پناه می بریم از خفتن عقل و زشتی لغزشها، و از او یاری می‌جوییم». [14] ایشان به دقّت کارگزاران خود را زیر نظر داشتند تا مبادا از آنان حرکتی غیر منصفانه و غیر عادلانه سربزند، در این رابطه حضرت به استاندار مصر نوشتند:  با مردم فروتن باش، نرمخو و مهربان باش، گشاده رو و خندان باش. در نگاه‏هایت، و در نیم نگاه و خیره شدن به مردم، به تساوى رفتار کن، تا بزرگان در ستمکارى تو طمع نکنند، و ناتوان‏ها در عدالت تو مأیوس نگردند، زیرا خداوند از شما بندگان در باره اعمال کوچک و بزرگ، آشکار و پنهان خواهد پرسید، اگر کیفر دهد شما استحقاق بیش از آن را دارید، و اگر ببخشد از بزرگوارى اوست.[15] ظلم نمودن به بندگان خدا از اموری است که امیرالمؤمنین u هیچ وقت حاضر به انجام آن نیستند، ایشان که در قلّۀ معنویّت قرار دارند، رعایت حقوق انسانها در زندگی ایشان از جلوۀ ویژه ای برخوردار است، ونمود خاصّی دارد که هرکس را توان این کارنیست. حضرتش یکی از بزرگترین حامیان حقوق بشر بوده اند که سیرۀ عملی ایشان می‌تواند راه گشای دنیای ماشینی امروز باشد. حضرتش بارها و بارها به عاملان و کارگزاران خویش سفارش می نمودند که به دیگران ستم نکنند خود ایشان نیز در بیاناتی ستم به دیگران را از خودشان نفی می‌کنند. ایشان می‌فرمایند: « سوگند به خدا اگر تمام شب را بر روی خارهای سعدان به سر ببرم، و یا با غُل و زنجیر به این سو وآن سو کشیده شوم، خوش تر دارم تا خدا وپیامبرش را در روز قیامت در حالی ملاقات کنم که به بعضی از بندگان ستم، و چیزی از اموال عمومی را غصب کرده باشم.چگونه بر کسی ستم کنم برای نفس خویش، که به سوی کهنگی و پوسیده شدن پیش می رود، و در خاک، زمانی طولانی اقامت می‌کند».[16] 3-2- اصلاحات علوی از شاخصه های اصلی حکومت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) ، اجرای عدالت و اصلاح نابسامانی‌ها و بی عدالتی هایی بود که در زمان  خلفای  قبلی شکل گرفته بود. چه اینکه مردم نیز ایشان را برای اجرای عدالت به زمامداری خود انتخاب کردند و دلیل اصلی کشته شدن خلیفۀ قبلی (عثمان) نیز در بی عدالتی های او بود. پس جامعه‌ای آشفته که خلیفه‌ای را به دلیل بی عدالتی هایش در امور اقتصادی و غیره کشته بودند ، تشنۀ عدالتی بودند که جز با دستهای پر توان امیرالمؤمنین (علیه السّلام) این تشنگی بر طرف نمی شد. ایشان نیز اصلاح وضع گذشته را از اساسی ترین کارهای خود اعلام کردند. ایشان دررابطه با برگرداندن زمین هایی که عثمان بنا حقّ از اموال عمومی مسلمانان به دیگران بخشیده بود فرمودند:  « به خدا قسم اگر آن اموال را بیابم درحالی که مهر زنان کرده باشند وملک کنیزکان، آن را به بیت المال مسلمین بر می گردانم .همانا در عدل گشایشی است، وهر کس که  عدل بر او تنگ باشد، پس ظلم و جور بر او تنگ ترخواهد بود.».[17] ایشان اجرای حقّ را از محوری‌ترین اموری می دانستند که باید انجام پذیرد.  ابن عبّاس می گوید: در « سرزمین ذی قار» خدمت امام رفتم که داشت کفش خود را پینه می‌زد، تا مرا دید فرمود: قیمت این کفش چقدر است؟ گفتم: بهایی ندارد.  فرمود: «  وَ اللَّهِ لَهِیَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ إِمْرَتِکُمْ إِلَّا أَنْ أُقِیمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلا؛  به خدا سوگند، همین کفش بی ارزش نزد من از حکومت بر شما محبوب تر است، مگر اینکه حقّی را با آن به پا دارم، یا باطلی را دفع نمایم. » [18] برای اینکه اصلاحات اقتصادی حضرت کاملاً اجرا شود، لازم بود تا کارگزاران ایشان نیز دراین امر با ایشان هماهنگ باشندکه امیرالمؤمنین (علیه السّلام) با کنترل کارگزاران خود این امر را محقّق می‌کردند. دکتر حسن الزّین می گوید:  « از سخنان امام ع روشن است که شرط [ والیان ] شایستگی است نه پیوندهای قبیلگی. و از همین منظر است که می بینیم بیشتر کارگزاران امام از انصارو قبیله های گوناگون گزیده شده اند و قریش سهمی بس اندک از قدرت را برده اند. که تعهّد و شایستگی، ملاکهای انتخاب امیرالمؤمنین ع برای کارگزاران و بازوان اجرایی خود بود. شایستگانی که چه بسا نا شناخته بوده و ازهیچ امتیاز و برجستگی خاص در قبیله، برخوردار نبودند. کسانی چون : زیاد بن امیه، خلید بن قره تمیمی، قدامه بن عجلان، جاریه بن قدامه، و ...». [19] نتیجه گیری هنگامی که نیم نگاهی به منابع درآمد مالی علی بن ابی طالب علیه السّلام در زندگی شخصی ایشان می اندازیم می بینیم که جنبه تولیدی بسیار پر رنگ است. و همچنین سیره اقتصادی ایشان در حکومت خلاصه می شود در درایت و عدالت. یعنی مشی و مرام ایشان عدالت است و فرقی بین عرب و عجم نمی گذارند که این امر یعنی اجرای عدالت در این زمانه تبعیض ها و فاصله طبقاتی زیاد بین جامعه بشری، بیش از پیش ، ضروری می نماید. اصلاحات اقتصادی و سیاسی امیرالمؤمنین (علیه السّلام) تنها در امور حکومتی خلاصه نمی شود بلکه حضرتش در صدد اصلاح امور شخصی مسلمین نیز بودند.جدای از سیرۀ حکومتی ایشان ، زهد شخصی ایشان نیز الگویی بسیار مناسب برای تک تک افراد است تا از ایشان الگو بگیرند و خصلت های انسانی خود را شکوفا سازند. حضرتش مصداق بارز این شعر حافظ بودند که گفته است: غلام همّت آنم که زیر چرخ کبود         زهرچه رنگ تعلّق پذیرد آزاد است.  ایشان نه تنها خود دلبستگی به دنیا نداشتد بلکه در فرمایشاتشان نیز همگان را به زهد و یا بریدن از تعلّقات دنیوی، ویاد مرگ سفارش می‌کردند که این امر را می‌توانیم مافوق عدالت بدانیم.یعنی نه تنها عدالت مدّ نظر ایشان بود بلکه مافوق عدالت که بریدن از دلبستگی های دنیوی باشد در پروندۀ تبلیغی کاری ایشان به چشم می خورد. و جامعه ای که به دنبال کسب فضایل نفسانی باشد هیچ وقت به ظلم خود را آلوده نمی‌کند. وجامعه امروز نیز تشنه عدالت علی (علیه السّلام) است منتها باید کسانی بیایند که چون او عاشق عدالت باشند و عاشق انسانها.سلام بر علی (علیه السّلام) و درود بر پاسداران عدالت ، و سلام بر عدالت. «والسّلام علی من اتّبع الهدی»                                                                                

     منابع

نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتی، موسسه مشهور، قم،  چاپ اول 1421ق. نامه 53.

1-    ابراهیم إبن محمّد ثقفی کوفی، الغارات، تحقیق سیّد جلال الدّین، سلسله انتشارات انجمن آثارملّی، چاپ دوّم، بی تا.

2-     ابن منذور،  لسان العرب، دارصادر، بیروت، 1414ق.

-    ابن شبّه، تاریخ المدینه المنوّره، دارلکتب العلمیّه، بیروت، الطّبعه الاولی، 1417ه.ق.

4-    ابن شهرآشوب، مناقب آل أبی طالب ، تصحیح سیّد هاشم رسولی محلّاتی، قم، انتشارات علّامه.

5-    ابن عساکر، تاریخ دمشق، دارالفکر، 1421ه.ق

6-    ابن منظور،لسان العرب، دارصادر، بیروت، 1414ق.

7-    ابوعبید، کتاب الاموال، دارالفکر، بیروت، 1408ه.ق.

8-    احمد امین ، التّکامل فی الاسلام ، دارالنّعمان للطّباعه والنّشر، طبعه الرابعه.

9-    الکاندهلوی، حیاه الصّحابه، دارالهلال، الطبعه الأولی، 2004م.

10-آیت الّله جعفرسبحانی، فروغ ولایت، مؤسّسۀ إمام صادق u ،قم، چاپ اوّل، زمستان 1374 ش.

11-بیهقی، السّنن الکبری، دارألمعرفه، بیروت، بی تا.

12

-دکتر حسن ابراهیم حسن، تاریخ سیاسی اسلام، مترجم ابوالقاسم پاینده، انتشارات دنیای دانش، چاپ دوّم، 1380ش.

13-دکتر حسن الزّین، حکومت امام علی u، ترجمه امیر سلیمان رحیمی،بنیاد پژوهشهای اسلامی، چاپ اوّل 1386. 14

-راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، دارالعلم الدّارالشّامیه، دمشق-بیروت، 1412ق. 15-سیّدغلام رضا خسروی حسینی، ترجمه وتحقیق مفردات الفاظ قرآن، انتشارات مرتضوی، تهران، 1375ش. 16-شیخ حرّعاملی،  وسائل ألشّیعه، مؤسّسه آل البیت، قم، 1409 ه.ق. 17-شیخ عبّاس قمی، الکنی وألألقاب، مکتبه الصّدر، طهران، بی تا. 18-شیخ کلینی، الکافی، دارالکتب ألاسلامیّه، تهران، 1365 ه.ش. 19-شیخ محمّد تقی تستری،بهج الصّباغه فی شرح نهج البلاغه، منشورات مکتبه الصّدر، چاپ اوّل، 1398 ه.ق. 20-شهید مرتضی مطّهری ،سیری در سیره نبوی، ،انتشارات صدرا، چاپ سی وسوّم،1385. 21- شیخ مفید، الإرشاد، مترجم  سیّد هاشم رسولی محلّاتی، دفتر نشرفرهنگ اسلامی، چاپ نهم 1386. 22-علّامه مجلسی، بحارالانوار، مؤسسه الوفاء، بیروت، چاپ دوّم، 1403ق. 23-علی ابن عیسی إربلی، کشف الغمّه فی معرفه ألأئمّه، تحقیق سیّد هاشم رسولی محلّاتی، دارالکتب الاسلامی، بیروت. 24-قاضی ابو یوسف یعقوب ابن ابراهیم، کتاب الخراج، دارالمعرفه، بیروت، بی تا. 25-فخرالدّین الطّریحی، مجمع البحرین، کتابفروشی مرتضویّه، تهران، 1375. 26-محمّد مهدی کرمی، و محمّد پورمند، مبانی فقهی اقتصاد اسلامی، پژوهشکده حوزه و دانشگاه و انتشارات سمت، چاپ اوّل، پاییز 1380. 27-نورالدّین علیّ إبن أحمد سمهودی،وفاء الوفاء بإخباردارألمصطفی، بیروت، دارإحیاء التراث العربی، بی تا. 28-یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمّد ابراهیم آیتی، انتشارات علمی وفرهنگی، چاپ هشتم، 1378 ش.    [1] -  علّامه مجلسی، بحارالانوار، ج41، ص 29. [2] - همان، ج41، ص 43. [3] - بیهقی،  السنن الکبری، ج6، ص160. [4] - ابن شبّه، تاریخ المدینه المنوّره، ج1، ص 138. [5] - ، شیخ کلینی، الکافی ج 6، ص 439. [6] - الکاندهلوی، حیاة الصحابه، ج 2، ص 341. [7] - نهج البلاغه، نامه 45. [8] - همان [9] - همان، [10] - علّامه مجلسی، بحارالانوار، ج68، ص 264. [11] - دکتر حسن ابراهیم حسن، تاریخ سیاسی اسلام، مترجم ابوالقاسم پاینده، انتشارات دنیای دانش، چاپ دوّم، 1380ش.ص 327. [12] - صاع (مَن): پیمانه ای به وزن سه کیلوگرم. [13] - نهج البلاغه، خطبه 224. [14] - همان، خطبه 224. [15] - همان، نامه 27. [16] - همان، خطبه 224. [17] - علّامه مجلسی،بحارالانوار، ج 41، ص 116. [18] - نهج البلاغه، خطبه 33. [19] - دکتر حسن الزّین، حکومت امام علی u، ترجمه امیر سلیمان رحیمی،بنیاد پژوهشهای اسلامی، چاپ اوّل 1386. ش. ص 44.

و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین
و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

نظرات (۱)

  • محمد احسان حیدری

  • بسیار زیبا بود .

    پاسخ:
    تشکر
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی